از خودم پرسیدم که هدفت از زندگی کردن چیه سیریسلی؟دو ماه و نیم پیش که شدیداً به خودکشی فکر میکردم یه روز نشستم با خودم فکر کردم اگه الآن بهت اهمیت نمیدن با مردنم عزیز نمیشی.و یه سری آدما هستن که برات مهمن و دوسشون داری،تو نباید با همچین کار احمقانه ای اونارو آزار بدی.واسه همین بود که تصمیم گرفتم سوروایو کنم و خب تا یه حدودی از خودکشی کردن منصرف شدم بات از اون به بعد روزای مزخرف زندگیم شروع شد،منی که خب هرچقدرم قبلاً ناراحت و دلتنگ بودم به این فکر میکردم که خب خودمو میکشم و راحت میشم اما حالا میدونستم که باید این دلتنگیو سالها و چه بسا تا آخر عمرم تحمل کنم و خب عملاً دیگه هیچ کنترلی روی خودم نداشتم،چه درمورد گریه کردنم که واقعاً دیگه هیچجوری نمیتونم جلوشو بگیرم چه آزار دادن خودم که واقعاً دیگه غیرارادی شده.
نمیدونم اصلاً چی شد که کارم به اینجا رسید.تبدیل شدم به یه آدم افسرده ی مازوخیست،و کل اعتماد به نفسم از بین رفت،و من الآن به طور باورنکردنی ای متوجه شدم که دورم خالی شده.به جز یکی دونفر که واقعاً منو درک میکنن و میفهمن واقعاً واقعاً همه دوستامو از دست دادم و خب تقصیر خودمه.تحمل آدمی مثل من سخته.تحمل کردن آدمی که به زور خودشو تحمل میکنه سخته.دوست داشتن آدمی که خودشو دوست نداره سخته.اهمیت دادن به کسی که به خودش اهمیت نمیده سخته.پس من باید این برهه یِ مزخرف از زندگیمو چجوری بگذرونم؟تنها.تنهایِ تنها.پس وقتشه دوباره از خودم بپرسم که هدفت از زندگی کردن چیه؟و خب حقیقت اینه نمیدونم.حقیقت اینه که تویِ این دنیای لعنتی من نه اولویت زندگی کسی ام نه کسی به وجود من نیاز داره
برچسب: 13 hours,13 colonies,13th amendment,13,13 hours cast,13 news,13 going on 30,13 reasons why,1337,13 ghosts,
نویسنده: مهدی اکبری