خیلی بی معرفتی :)
لیاقتِ مجنون این نبود :)
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
انقد غذا نخور تا بمیری اصلاً.
انقد گریه کن که جونت دربیاد.
درس نخون آفرین.به جاش اورثینک کن فقط.
عالیه.
همینطور ادامه بده .
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم...
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
سه هفته طول کشید که تونستم با این قضیه کنار بیام و به عنوان یک تراژدی تو زندگیم بپذیرمش،اما حالا که به کُنهِ ماجرا فکر می کنم در عین تلخ بودن مسخره و مضحک هم هست.
قلبم درد میگیره اما نمیتونم جلوی زهرخندم رو هم بگیرم =)
تاحالا با همچین پارادوکسی مواجه نشده بودم.
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
من الآن یک موجود پاره ام که اولین روز دانشگاهشو تو یه روز فاکینگ گرم تجربه کرده و واسه اولین بار از بی آر تی و مترو استفاده کرده و شونصد بار تو دانشگاه گم شده و چون هنوز کارت دانشجوییش آماده نبوده از سلف بهش غذایی که رزرو کرده رو ندادن و دو هزار تومن ضرر کرده :D
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
میشه یکی به من بگه چطور این اتفاق افتاده؟!
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
I'll cry until the candles bu down this place.
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
مکالممون بیشترش سکوت بود ، اونم مثل من داشت سعی میکرد بین هجوم اشکهاش نفس بکشه.
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
یعنی کسی تو این دنیا هست که تنهاتر از من باشه؟:)
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری
درست مثل اینه که یکی بشینه طناب دار خودشو ببافه نه؟=)
برچسب:
نویسنده: مهدی اکبری